على محمدى خراسانى

124

شرح مكاسب (فارسى)

حركت سريع و برق آسائى را انجام مىدهد و در سايهء آن ، غير واقع را به منزلهء واقع ارائه مىدهد . [ مثلا اين گونه وانمود مىكند كه كبوترى نبود و او ايجاد كرد ، از دهان استرى وارد و از ما تحت آن خارج شد ، سوزنى را در گوش راست فرو برد و از گوش چپ خارج كرد و . . . در حالى كه واقعا چنين كارى را نكرده . ] تنظير : مثل تردستى و تندكارى همانند دو نمونهء ذيل است : الف : شعلهء جوّاله : وقتى شما مقدارى زغال را در آتش‌گردان مىريزيد و آن را با سرعت دور سر خود يا پيش روى خود مىچرخانيد هر بيننده‌اى آن را به صورت دائره‌اى از آتش مشاهده مىكند و سكونهائى را كه ميان اين حركات فاصله است نمىبيند و حال آنكه در واقع دائره‌اى از نار نيست بلكه هر لحظه در نقطه‌اى آتش موجود است . ب : پنكه‌اى را كه سه بال دارد وقتى آهسته حركت دهيم به راحتى مىبينيم كه دائره‌اى در كار نيست ولى وقتى كليد برق را مىزنيم و با سرعت برق حركت مىكند چشم ما آن را به صورت يك دائره مىبيند و هكذا سنگ آسياب و . . . پس شعبده آن حركت سريعى است كه چشم را سحر كرده و باعث انتقال از چيزى به شبيه آن مىگردد . و امّا بحث حكمى : به عقيدهء مرحوم شيخ به چهار دليل شعبده حرام است : 1 - اجماع يا نفى خلاف كه خود شيخ ره با تتبّع بدست آورده . 2 - اين كار يك كار باطل و لهوى است كه هيچ غرض عقلائى بر آن مترتّب نيست و به زودى در مسئله بيستم خواهد آمد كه لهو و باطل حرام است . پس اين كار هم حرام است . 3 - فرازى از روايت احتجاج طبرسى شعبده را شامل است آنجا كه فرمود : و نوع منه خطفة و سرعة و مخاريق و خفة ، و به حكم اين فراز شعبده داخل در